خاک خوب

خاک خوب

  • قیمت اصلی
    15,000 تومان
دسته‌بندی موضوعی: ادبیات کلاسیک جهان 
  • نویسنده: پرل س.باك
  • مترجم: غفور آلبا
  • سال چاپ: 1394
  • تعداد صفحه: 350
+
  • هدیه ویژه

    با هر خرید دریافت کارت تخفیف به ارزش ۵ تا ۱۵٪
  • شرایط ارسال شهرستان

    ارسال به شهرستان‌ها با پست پیشتاز و باربری (شرایط و ظوابط)
  • شرایط ارسال تهران

    ارسال رایگان در سرتاسر تهران برای خرید‌های بالای ۵۰۰۰۰ تومان امکان پرداخت وجه در محل به‌صورت نقدی یا بوسیله کارتهای عضو شتاب
banner

میگویند بیشترین مصیبتها زمانی به بار میآید که انسانها زمین زیر پایشان را قدر ندانند.

و البته یک قول معروف دیگر هم هست که میگویند بزرگترین جنایت بشر که جنگ باشد بر سر زمین است.

خانم پرل باک در سهگانهای که نوشته -و اولین جلد آن همین رمان خاک خوب است- تا حد زیادی به این دو مضمون پرداخته.

پرل باک به دلیل گذراندن عمدهترین دورهی زندگی یعنی دوران کودکی و نوجوانی در کشور چین؛

به عنوان یک امریکایی در زمان خودش، تسلط بسیار زیادی بر فرهنگ و تاریخ این کشور دارد.

تأثیر چین بر او به قدری زیاد بود که او داستانهای بسیاری را به این کشور اختصاص داد.

داستانهایی که برایش شهرت ادبی و جوایز بسیار مهمی را نیز به ارمغان آوردند.

خاک خوب داستان دهقان فقیری به نام ونگ لانگ استو رمان از روز عروسی ونگ لانگ آغاز میشود.

نویسنده از ابتدا سعی میکند عجین شدن ذات آدمها و طبیعت اطرافشان را به تصویر بکشد.

اینکه در روستایی مانند روستای ونگ لانگ جغرافیا همانقدر بر رفتار و برخورد آدمها تأثیر میگذارد

که فرهنگ در شهر انسانها را به چالش میکشد.

ونگ لانگ ازدواج میکند و میداند که از این به بعد لازم نیست او در خانهکاری مانند روشن کردن آتش انجام دهد

و میتواند این کار را به زن بسپرد؛ مثل خیلی از کارهای دیگر خانه.

زن او وقتی دختر بچهای ده ساله بود خانوادهاش او را به خاطر قحطی فروختهاند.

جلوتر که میرویم با خود فکر میکنیم این زن سرنوشتی به دردناکی همان کودکی دارد.

بختی که به شدت وابسته به زمین و وضع و حال رونق آن است.

با این حال ونگ و زنش روزگار میانحالی را میگذراند.

فقر همواره کنار آنها است و خود ونگ زنش را شبیه دختر کلفتی بیزبان اما باوفا میبیند.

که البته چندان هم بیراه نیست. پرل باک زن و مرد را به عنوان نمونهی حقیقی از بین مردمی معرفی میکند

که پابهپای هم روی خاکی کار میکنند که زندگی و آیندهشان وابسته به آن است.

زمین در رمان «خاک خوب» به مثابهی یک شخص سوم است.

کاراکتری که رنج، خوشحالی و غم را برای شخصیتها به دنبال دارد.

ونگ و زنش صاحب فرزند میشوند و خانوادهشان بزرگتر میشود و حتی میتوانند زمینی از آن خود داشته باشند

اما به نسبت همهی این خوشبختیها، آتیهشان نامعلومتر میشود.

زمین اما از همه چیز در روزگار پیشرو مهمتر و نامشخصتر است.

زمین میتواند پدر، مادر، فرزند آدم ها باشد. بنابراین همان اندازه که میتواند مثل والدین حمایت کند،

میتواند بیرحمی یک فرزند را نیز داشته باشد.

و اگر تا به حال مهر و شفقت نثارشان کرده با رسیدن قحطی به بدترین شکل تنبیهشان میکند.

ونگ و خانوادهاش هرچه که دارند از دست میدهند. هیچ برنج و گندم و در نتیجه پولی نیست.

صحنههایی که پرل باک برای نمایش پرتره‌‌ی فقر به خواننده نشان میدهد بسیار متأثر کننده اند.

یک دختر ونگ به خاطر سوءتغذیه بچه‌‌ی سالمی نیست.

اما تصمیمی که پدر دربارهی کودک دیگر میگیرد وجهی کثیف قربانی شدن به خاطر مادر طبیعت یعنی زمین است.

به قدری که برای زندهماندن تنها انتخابی که میماند رفتن به سوی شهرهای جنوبی است.

شهر محیطی سبعانه است چون ذات شهر یعنی با وجود پارچههای ابریشمی و مغازههای پر از غذا، همیشه مردم زیادی در آن گرسنه هستند.

در این میان، فضا و شرایطی که نویسنده از اوضاع این مهاجرت و وضعیت آدمهای دیگر میدهد بیشتر به گونهای مستند نگاری شبیه است.

وقتی ونگ و خانوادهاش از بدبختی به گدایی روی میآورند تمام آرزوهایی که ذرهذره ساخته بودند در ذهنشان میمیرد.

خصوصیت داستان نیز همین است. اینکه مرگ و تولد رؤیاها با مرگ و تولد زمین گره خورده.

اما چنین مرگی برای ونگ قابل قبول نیست. همین است که مثل برادهای آهن دوباره به سوی آهنربای زمینش باز میگردد.

و این بار خاک مثل مادری منتظر به استقبالش ایستاده.

تلاش دوباره برای ونگ این بار با انگیزهای بارها قویتر از بار قبل است.

این بار موفق میشود. زمین به او ثروت میدهد و حالا او  بیش از حد محصول دارد که بتواند انبار کند

و بیش از زمین دارد که یک گاو بتواند شخم بزند. این بار چه اتفاقی میخواهد بیفتد؟ قحطی دوباره؟

اما او از برکت زمین، خود را بیمه کرده.

انبارهایی دارد که قحطی طبیعت حریفشان نمی شود؛ اما قحطی بخت چهطور؟

ونگ لانگ با ثروتی که از زمین به دست آورده به راهی میرود که از نو باعث نابودی خانوادهاش میشود.

او عاشق دختری جوان میشود و آنقدر چشم بسته جلو میرود که رنج همسر خود را نمیبیند.

این اتفاق عاطفی فقط تا این حد باعث گسست در خانواده نمیشود.

اتفاقی که بین پدر و پسر میافتد چیزی بدتر از این گسست است.

با تمام اینها پرل باک رمان خود را به گونهای به پایان میبرد تا به مخاطب بگوید زمین هرچه که این انسانها خواستند به آنها داد.

خاک خوب برای آنها ثروت آورد اما ونگ که حالا پیرمردی است قدر آن را نداست.

سطر پایانی کتاب هم شاید مکافاتی نهایی از سوی زمین برای ونگ لانگ باشد.  

علاقهمندان به این کتاب میتوانند «نسل اژدها» و «نامهای از پکن» را نیز که توسط انتشارات علمی فرهنگی منتشر شده بخوانند.

مشخصات عمومی
نویسنده پرل س.باك
مترجم غفور آلبا
سال چاپ 1394
تعداد صفحه 350
مشخصات فیزیکی
نوع جلد شميز
شناسنامه کتاب
شابک 978-600-121-687-9

نظر بدهید

- پر کردن گزینه هایی که دارای نشانه * می باشند، ضروریست.

- نظراتی که به صورت فینگلیش ارسال شوند در سیستم ثبت نخواهند شد.

- نظراتی که همراه با توهین و افترا به اشخاص و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشند، غیرقابل نمایش و درصورت لزوم قابل پیگیری می باشند.

لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا نظر بدهید