خشم و هیاهو

خشم و هیاهو

  • قیمت اصلی
    15,000 تومان
دسته‌بندی موضوعی: ادبیات کلاسیک جهان 
  • نویسنده: ویلیام فاکنر
  • سال چاپ: 1395
  • تعداد صفحه: 339
+
  • هدیه ویژه

    با هر خرید دریافت کارت تخفیف به ارزش ۵ تا ۱۵٪
  • شرایط ارسال شهرستان

    ارسال به شهرستان‌ها با پست پیشتاز و باربری (شرایط و ظوابط)
  • شرایط ارسال تهران

    ارسال رایگان در سرتاسر تهران برای خرید‌های بالای ۵۰۰۰۰ تومان امکان پرداخت وجه در محل به‌صورت نقدی یا بوسیله کارتهای عضو شتاب
banner

                                                                                                                                                                   

                                                                                                                          ویلیام فاکنر رمان نویس معروف خشم و هیاهو

                                                                       


ویلیام_فاکنر زادۀ 1897، در گذشتۀ 1962

   فاکنر رمان نویس امریکایی و برندۀ جایزۀ نوبل ادبیات است.

وی در انواع گوناگون ادبیات، شامل رمان، داستان کوتاه، نمایش نامه، شعر و مقاله، صاحب اثر است.

شهرت او عمدتاً به دلیل رمان ها و داستان های کوتاهش است که بسیاری از آن ها در شهر خیالی یوکناپاتافا اتفاق می افتد.


« تراژدی ما امروز ترسی جسمی، جهانی و همگانی است؛ و آنچنان دیر پاییده است که اکنون حتی می توانیم آن را بر خود هموار کنیم».
خشم و هیاهو توانایی فاکنر در بازآفرینی فرایند تفکر ذهن انسانی است؛ آغاز بنیادین آنچه جریان سیال ذهن می خوانند.

 

همه‌چیز ظاهراً از داستان کوتاهی آغاز شد که ویلیام فاکنر نوشتنش را در بهار ۱۹۲۸ شروع کرد؛

داستانی که نوشتش اتفاقی شروع شده یود. از قبل نقشه‌ای برایش نریخته‌ بود. پی‌رنگی در کار نبوده.

نمی‌دانست چند شخصیت دارد. همه‌چیز بستگی داشت به این‌که آن روز حوصله‌ی نوشتن چه داستانی داشته باشد.

خوب می‌دانست این داستان را دوست خواهد داشت بی‌آن‌که دلیلی برای این حرف داشته باشد.

در آن روز بهاری به داستان بچه‌هایی فکر بوده که مراسم تشییع و خاکسپاری مادربزرگ‌شان است

و همین‌طور که دست یک‌دیگر را گرفته‌اند از خانه دور و دورتر می‌شوند. بچه‌ها به ‌قول فاکنر کوچک‌تر از آن هستند که بفهمند چه اتفاقی افتاده

و همه‌ی آن‌چه را که آن روز دارد اتفاق می‌افتد به چشم یک بازی می‌بینند؛ جدیتی هم اگر هست این است که بازی جدیدی است؛

هرچند توضیح این‌که بردن جنازه‌ی مادربزرگ به قبرستان اصلاً بازی نیست کمی سخت به‌نظر می‌رسد.

این داستانی بود که ذهن فاکنر را واقعاً مشغول کرد و هرچه بیش‌تر با داستان کوتاهش سروکله زد

بیش‌تر به این نتیجه رسید که باید آن را به یک رمان تبدیل کند؛

شخصیت‌ها و داستان و موقعیت اجازه‌ی چنین گسترشی را می‌دادند. خشم و هیاهو نتیجه‌ی همان داستان کوتاه است؛

نتیجه‌ی روزها سروکله زدنِ فاکنر با موقعیتی داستانی که نمی‌دانست قرار است او را به کجا برساند.

بخش اول رمان از زاویه‌ی دید بنجی است؛ کودک عقب‌افتاده‌ای که اصلاً متوجه نمی‌شود خواهرش جایی رفته.

برای او همه‌چیز در یک تصویر خلاصه می‌شود؛ تصویری که در ذهنش جا خوش کرده و مثل پرده‌ای جلوی دیدن همه‌چیز را گرفته است.

برای او گذشته و حال تفاوت زیادی ندارند؛ همه‌چیز برایش تازه به‌نظر می‌رسد؛

حتا یادآوردن خاطره‌ای در گذشته. عنوان رمان هم درواقع اشاره به بخش بنجی و دنیای او است؛

خشم و هیاهویی که از نمایش‌نامه‌ی مکبث شکسپیر می‌آید. بخش دوم رمان داستان کوئنتین شد و سومی داستان جیسن.

فاکنر بخش چهارم را به هیچ شخصیتی نبخشید و ترجیح داد این بخش را از دید خودش بنویسد؛

لازم بود نویسنده دست‌به‌کار شود و به حال خواننده‌ای که احتمالاً گیج و سرگشته شده رسیدگی کند.

قضیه این بود که فکر می‌کرد باید این قطعه‌ها را کنار هم بنشاند و جاهای خالی را با قطعه‌های درست پر کند.

این بخش چهارم رمان خشم و هیاهو شد که به‌نام دیلسی هم مشهور است. مشهورترین رمان فاکنر درباره‌ی رابطه‌ی سه برادر است با خواهرشان؛

خواهری مستقل و سرکش. کدی خانه را ترک می‌کند و می‌رود و بنجی بی‌آن‌که بداند چه اتفاقی افتاده خاطره‌ای از او را به یاد می‌آورد؛

خاطره‌ی خوبی از بودن با او و این راه او است برای گرامی‌ داشتن کدی. بنجی آن‌قدر کودک است که فکر نمی‌کند دنیای بزرگ‌ترها ممکن است دنیای دیگری باشد

و تقریباً همه‌ی آن‌چه از کدی به‌یاد می‌‌آورد مربوط به روزهای کودکی است؛

روزهای خوش خردسالی؛ درست برعکس کوئنتین که همه‌چیز را خوب می‌داند

و همه‌چیز را درست به‌خاطر سپرده و از یاد نبرده که ماجراهای کدی چه جنجالی در خانواده به پا کرده و کار نزدیک بوده به کجاها برسد.

ایده‌ی به‌یاد آوردنی که از ابتدا بنجی پایه‌اش را می‌گذارد در همه‌ی خشم و هیاهو هست و رمان عملاً درباره‌ی همین یادآوری است.

رمان با صحنه‌ای شروع می‌شود که کدی از درخت بالا می‌رود تا مراسم عزاداری را به‌دقت ببیند

و دست‌آخر با صحنه‌ای تمام می‌شود که کوئنتین از همان درخت پایین می‌آید تا با مردی غریبه فرار کند.

نوشتن این رمان پیچیده برای فاکنر لذتی تمام‌عیار بود. کتابی بود که برای لذت شخصی خود نوشته بودش

و هیچ خیال نمی‌کرد دیگران هم ممکن است از خواندنش لذت ببرند.

برای او زوال خاندان کامپسن اصل قضیه بود؛ می‌خواست همین را نشان دهد.

با بنجی شروعش کرد که در کودکی مانده و بزرگ نمی‌شد و با کوئنتین تمامش کرد

که وقتی دید در آن خانه ماندن فایده‌ای ندارد راه کدی را رفت و عطای خانه را به لقایش بخشید.

زوال خاندان کامپسن قطعی است و بی‌دلیل نیست که دیلسی صبح آن یک‌شنبه‌ی عید پاک وقتی خبر فرار کوئنتین همه‌جا پخش می‌شود گریه می‌کند

و می‌گوید اول و آخر این داستان را دیده؛ با چشم‌های خودش دیده که این خانواده چه‌طور پا گرفته

و حالا با چشم‌های خودش می‌بیند که این خانواده چگونه از هم می‌پاشد.

دیلسی شاهد صادقی است که باید به حرفش اعتماد کرد. همه محکوم‌اند به نیستی و هیچ‌کس به‌اندازه‌ی خاندان کامپسن لیاقت این نیستی را ندارد.

«وداع با اسلحه» و «عقاید یک دلقک» دو کتاب مشابه دیگر است که توسط انتشارات علمی فرهنگی به چاپ رسیده.

مشخصات عمومی
نویسنده ویلیام فاکنر
سال چاپ 1395
تعداد صفحه 339
مشخصات فیزیکی
نوع جلد شمیز
شناسنامه کتاب
شابک 978-600-121-639-8
شماره کتابشناسی ملی 3789644

نظر بدهید

- پر کردن گزینه هایی که دارای نشانه * می باشند، ضروریست.

- نظراتی که به صورت فینگلیش ارسال شوند در سیستم ثبت نخواهند شد.

- نظراتی که همراه با توهین و افترا به اشخاص و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشند، غیرقابل نمایش و درصورت لزوم قابل پیگیری می باشند.

لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا نظر بدهید