هلن و سه نمایش نامۀدیگر

هلن و سه نمایش نامۀدیگر

  • قیمت اصلی
    11,500 تومان
دسته‌بندی موضوعی: ادبیات کلاسیک جهان 
  • نویسنده: اوريپيد
  • مترجم: محمد سعيدي
  • سال چاپ: 1394
  • تعداد صفحه: 221
+
  • هدیه ویژه

    با هر خرید دریافت کارت تخفیف به ارزش ۵ تا ۱۵٪
  • شرایط ارسال شهرستان

    ارسال به شهرستان‌ها با پست پیشتاز و باربری (شرایط و ظوابط)
  • شرایط ارسال تهران

    ارسال رایگان در سرتاسر تهران برای خرید‌های بالای ۵۰۰۰۰ تومان امکان پرداخت وجه در محل به‌صورت نقدی یا بوسیله کارتهای عضو شتاب
banner

کتاب حاضر حاوی چهار نمایشنامه است که نه تنها در بین آثار اویپید بلکه در میان بزرگترین کارهای جهان نمایش و ادبیات، جزء شاخصترینها محسوب میشوند. نخ تسبیح و به نوعی موضوع مشترک هر چهار نمایشنامه، قرار گرفتن انسان در مقابل تقدیری است که خدایان اساطیری مقدر کردهاند. منتها اوریپید که همواره به کفرگویی خدایان مشهور بوده و به این دلیل نیز بارها مورد تقبیح زمانهی خودش قرار گرفته سعی دارد این مطلب را عنوان کند که آنچه از سوی عوام تقدیر خوانده میشود تنها بازیهای کودکانهای است که خدایان برای تفریح و خندهی خود به آنها مشغول اند.

هیپولیت:

هیپولیت اولین نمایشنامهی این کتاب، تراژدی بزرگی است که برای فرزند نامشروع تزه (پادشاه آتن) رخ میدهد.

با موضوعی مانند داستان سیاوش و سودابه، و یوسف و زلیخا.

هیپولیت مرتکب هیچ گناهی نشده او تنها و تنها درِ عشق و روابط عاطفی را

به روی خود بسته و جای آن به شکار و سواری پرداخته است.

اما همین هرچهقدر از نظر آرتمیس زیبا است از نظر آفرودیت لغزشی بزرگ به شمار میآید.

آرتمیس یعنی الههی شکار مورد پرستش هیپولیت است و همواره یاریگر او.

اما آفرودیت -الههی عشق و شهوت- تصمیم میگیرد هیپولیت را مکافات کرده و به سزایش برساند.

پس او را به مرگ و نابودی نفرین میکند.

الهههایی که در آثار اوریپید ظاهر میشوند با بیرحمیشان آدمیان را به سخره و بازی میگیرند.

از سویی فدر (همسر تزه) نزد دایهاش به عشق آمیخته با گناهش نسبت به هیپولیت اعتراف میکند.

و دایه بزرگترین اشتباه را انجام میدهد. گفتن از عشق، آن هم عشقی پر از گناه نزد آدمی

چون هیپولیت که به خدای عشق معتقد نیست خطایی جبران ناپذیر است.

تصمیمی که فدر میگیرد و حادثهای که رخ میدهد پایانی را برای این ماجرا رقم میزند

که در نتیجهی آن الههها تا مقام یک جنایتکار تنزل پیدا میکنند.

با این حال نکتهای که اوریپید بر آن تآکید میکند و باعث پیچ ظریفی در داستان میشود

تصمیم اوریپید نسبت به پدرش است که بر «بخشش» تأکید میکند.

گویی نویسنده میگوید حالا که خدایان کینه و مرگ را به میان آدمیان آوردهاند؛ خود انسانها میتوانند جلوی آن بایستند. 

هلن:

نمایشنامهی هلن بازی اوریپید با یک ماجرای قدیمی است.

آن هلن که باعث جنگ تروا و ریختهشدن خون انسانهای بیشماری شد

در واقع مثل به راه افتادن آن جنگ چیزی جز رندی و شیطنت خدایان نبود.

هرا، آفرودیت و آتنا نزد پاریس میروند تا میان آنداور شده و زیباترینشان را مشخص کند.

آفرودیت در این نمایش نیز به نوعی مظهر فتنه معرفی میشود چرا او با حیله هلن را به پاریس رشوه میدهد

و بعدها هرا که از این داوری خشمگین بوده یک نقش، یا بهتر است بگوییم یک شبح را به سوی پاریس میفرستد.

هلن اصلی که نمایش با گفتار او آغاز میشود با تصمیم زئوس در کاخ پروته در مصر است

و همسرش منلاس بیچاره گمان میکند آنکه از دست پاریس نجات داده هلن اصلی است.

همانطور که میبینیم اوریپید برعکس آریستوفان که همیشه مورد نکوهش نویسنده بوده سعی بر خنداندن مخاطب ندارد.

آنچه او مورد مذمت قرار میدهد بازی و مکر خدایان است

و اصرار دارد که این شیوهی آنها است که باعث مکر و روزگار خونین انسانها میشود.

اما با توجه به نقشهی هلن و اتفاقی که در پایان میافتد این بار نیز اوریپید توجه به اخلاق

و به ویژه خصلت بخشش را ابزاری برای بهتر ساختن جهان میداند.

آلسست:

در این اثر پیش از همه چیز آپولون از قصاوت و بیرحمی زئوس گفته و به حیلهی خودش اعتراف میکند.

او که به مکافات خطایش نسبت به زئوس در منزل آدمت (پادشاه فره) به شبانی آمده برای دورکردن مرگ از شاه،

خدای تقدیر را راضی میکند که اگر کسی خواست بتواند جای آدمت بمیرد و آلسست -همسر شاه- این مرگ را میپذیرد.

مرگ نیز آمده تا جان زن را بگیرد.

در بین ناله و زاریهای زن و شوهر میشنویم که التماس به خدا نیز فایدهای ندارد.

در ادامه میبینیم که نمایشنامه بیشتر بر محور مرگ دور میزند.

درگیری نیز توسط هراکلس با خدای مرگ انجام میشود تا پایان این نمایشنامه را رقم بزند.

ایون:

اینجا نیز مانند سهنمایشنامهی پیشین اول شرح حالی از شخصیتها گفته میشود.

اینکه آپولون و کرئوز چهطور صاحب بچهایشدند و کودک که ثمرهی عشقی پنهانی بود

چهطور وارد معبد دلفی شد و در آنجا رشد یافت.

و حالا قرار است به دلیلی به کاخ مادر و شوهر مادرش، یعنی گزوئوس راه پیدا کند.

درشروع، هرمس که راوی این شرح حال است حالا وارد معبد شده و باقی ماجرا آغاز میشود.

با رویارویی کرئوز و فرزندش بین آنها گفت و گویی درمیگیرد که به مرور به روشن شدن رابطه و وضعیتشان منجر میشود.

گزتوس از راه میرسد و آنچه از غیبگوی خدایان شنیده میگوید و برای ایون باورناپذیر است.

همهی تقدیر به دست خدایان مقدر شده و مثل یک پازل است.

اما بر اثر یک اتفاق جدید شرایط به سمتی میرود که باید حقایق بر ملا شود و برای دومین بار دست بازیگر خدایان وارد عمل میشود.

علاقهمندان به این اثر میتوانند «تاجر ونیزی» و «رؤیا در شب نیمهی تابستان» را که توسط انتشارات علمی فرهنگی منتشر شده مطالعه کنند.

مشخصات عمومی
نویسنده اوريپيد
مترجم محمد سعيدي
سال چاپ 1394
تعداد صفحه 221
مشخصات فیزیکی
نوع جلد شميز
شناسنامه کتاب
شابک 978-600-121-534-6

نظر بدهید

- پر کردن گزینه هایی که دارای نشانه * می باشند، ضروریست.

- نظراتی که به صورت فینگلیش ارسال شوند در سیستم ثبت نخواهند شد.

- نظراتی که همراه با توهین و افترا به اشخاص و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشند، غیرقابل نمایش و درصورت لزوم قابل پیگیری می باشند.

لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا نظر بدهید