یک زن در دوچهره

یک زن در دوچهره

  • قیمت اصلی
    6,000 تومان
دسته‌بندی موضوعی: ادبیات کلاسیک جهان 
  • نویسنده: ميگل ميئورا
  • مترجم: باهره راسخ
  • سال چاپ: 1394
  • تعداد صفحه: 91
+
  • هدیه ویژه

    با هر خرید دریافت کارت تخفیف به ارزش ۵ تا ۱۵٪
  • شرایط ارسال شهرستان

    ارسال به شهرستان‌ها با پست پیشتاز و باربری (شرایط و ظوابط)
  • شرایط ارسال تهران

    ارسال رایگان در سرتاسر تهران برای خرید‌های بالای ۵۰۰۰۰ تومان امکان پرداخت وجه در محل به‌صورت نقدی یا بوسیله کارتهای عضو شتاب
banner

«یک زن در دو چهره»

نمایشنامهای است که نه تنها به لحاظ ساختار بلکه به لحاظ مضمون نیز اثری کاملاً کلاسیک است.

بازتاب جهانی که اخلاقیات از بُعد انسانیترین عواطف و حواس قرار است نمود پیدا کند.

با این حال میگل میئورا از ابزار ظریف طنز بهترین استفاده را میکند.

امری که سبب میشود شخصیتهای او از چند ایراد عمده نجات پیدا کنند.

دانستن اینکه پیرزنی مثل پاولا به آدمها پول میدهد تا گاهی به او سر بزنند و همدمش باشند خودش کم عجیب نیست.

و عجیبتر هم میشود وقتی که میبینیم این امر برای خواهرش ماتیلده بسیار هم عادی است.

و البته اینها سادهترین اتفاقاتی است که ممکن است در چنین نمایشنامهای با آن روبرو بشوید.

میئورا با کمک طنز، لحن دو خواهر را به قدری روان از هم متمایز میکند

که گاهی اگر متوجه گوینده هم نباشید حدس میزنید دیالوگ متعلق به کدام یکی است.

و این در حالی اتفاق میافتد که دو خواهر عقاید مشابهی دارند.

به عبارتی به لحاظ رفتار و تفکّر مثل آینهی یکدیگر اند. مارسلینو -پسر ماتیلده- نمونهی کامل یک جوان شهرستانی و ساده است.

پسری که برای انتخاب دختری امروزی همراه مادرش به خانهی خاله پاولا آمده.

و حالا دست روی دختری گذاشته که هیچ اوضاع خوبی ندارد.

ماریبل وقتی وارد خانه میشود توقع دارد مارسلینو هم مانند باقی مشتریهایش باشد اما نه،

مارسلینو با قصد ازدواج میخواهد او را به خانوادهاش معرفی کند.

با آنکه شغل ماریبل کاملاً مشخص است اما با توجه به تعریف و تمجیدهای جوانک

و دو پیرزن ما نیز مانند ماریبل فکر میکنیم این خانواده عقلشان پارهسنگ برمیدارد.

پیرزنها مانند جوان، ماریبل را دوست دارند. دل شان میخواهد این وصلت صورت بگیرد.

چهره، مو، آرایش و حتی لباس مبتذل ماریبل را چنان میبینند که گویی با بانویی شایسته روبرو شده اند.

اینجا طنز میئورا کاربرد قوی دیگرش را نشان میدهد.

اینکه گاهی ما نمیدانیم این آدمها احمقاند یا دارند دختر را دست میاندازند.

دختر که در ابتدا با طعنه و کنایه با این آدمها برخورد میکرده کمکم گیج میشود.

از دکتر خانواده صحت دِماغی این افراد را میپرسد. و همهی اینها در سایهی کُمِدی داستان پیش میرود.

نویسنده به خوبی در این روند موفق میشود که مضامین اجتماعی و فرهنگی را نیز مطرح کند.

نقب به سنّت دستوپا گیر گذشته و اینکه چنان رویهای چه مشکلاتی برای نسل پاولا و ماتیلده داشته فرصتی فراهم میآورد

تا شخصیتها پیرامون آزادی و استقلال جوانها -به خصوص زنان- جامعهی خود صحبتهای بیشتری را مطرح کنند.

با وجود روشنفکر بودن دو پیرزن و مهربانی و صبوری مارسلینو اینکه چنین خانوادهی محترمی دختری مثل ماریبل را در حد یک خانم متشخص پذیرایی کنند

و همهی دروغهایش را چشمبسته بپذیرند و مدام قربان صدقهاش بروند قابل قبول نیست.

حرف زن سابق و مردهی مارسلینو که میشود مخاطب کاملاً نگران ماریبل است.

این خانهی قدیمی و آدمهایش هیچ عادی نیستند. و درست همینجا نمایش به پردهی بعد میرود.

با ورود به پردهی دیگر طنز در شخصیتسازی یک بار دیگر به کمک میآید.

همکارهای ماریبل که شغل خود او را دارند با زبان مخصوص به خود از هم متمایز میشوند.

پیچ عجیب داستان زمانی اتفاق میافتد که ماریبل را میبینند.

او حالا خانمی است که طرز حرفزدن، لباسپوشیدن و حتی دیدش به دنیا مانند دو پیرزنی است که ابتدای داستان دیدیم.

در این لحظه نویسنده با ترفند مخاطب را به یقین میرساند که ساکنان این خانه مشغول کاری غیرمعمول هستند.

دوستهای ماریبل همهی راههای ممکن را امتحان میکنند. به هر چیزی که خواننده ممکن است به آن شک کند شک میکنند.

این سه زن بعد از برخورد با دو پیرزن و رفتار گرمشان مات و مشکوک شدهاند.

اما ماریبل سعی میکند به آنها بفهماند که این سادگی خصلت آن آدمها است.

میئورا تعلیق را به اندازهی طنز به زیبایی به کار میگیرد. هر لحظه خواننده را منتظر اتفاقی هولناک نگاه میدارد.

بعد از دیدن پیشکاری که ماریبل ازش بیاطلاع بود حتی خود او هم دودل میشود.

نویسنده از امکانات بیشتریی برای ایجاد این دودلی استفاده میکند.

بردن ماری به خانهی اطراف کارخانه و در مخفی در اتاق و غیره

به نظر میرسد میئورا از این طریق میخواهد به خواننده بگوید ما تا چه اندازه به افکار منفی خود اجازهی دخالت و تصمیگیری میدهیم.

تا کدام مرزها را آنها را برای قضاوت آدمها آزاد میگذاریم.

چرا حتی یک بار هم شده که به خودمان نمیگوییم که این سه نفر یعنی مارسلینو و

دو پیرزن انسانیت را تنها راه ممکن برای برگرداندن آدمهای تباهشده به زندگی عادی میدانند؟

با پایان نمایشنامه و اتفاقی که میافتد خواننده قضاوتها و پیشبینیهای خودش را مرور میکنند

و به نتیجهی جالبی در مورد مهار اندیشهی مثبت و لجام گسیختگی اندیشهی منفی میرسد.

علاقهمندان به این کتاب میتوانند نمایشنامهی «هدا گابلر» را که توسط انتشارات علمیفرهنگی منتشر شده، تهیه کنند.

مشخصات عمومی
نویسنده ميگل ميئورا
مترجم باهره راسخ
سال چاپ 1394
تعداد صفحه 91
مشخصات فیزیکی
نوع جلد شميز
شناسنامه کتاب
شابک 978-600-121-700-5

نظر بدهید

- پر کردن گزینه هایی که دارای نشانه * می باشند، ضروریست.

- نظراتی که به صورت فینگلیش ارسال شوند در سیستم ثبت نخواهند شد.

- نظراتی که همراه با توهین و افترا به اشخاص و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشند، غیرقابل نمایش و درصورت لزوم قابل پیگیری می باشند.

لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا نظر بدهید