شبح اپرا

شبح اپرا

  • قیمت اصلی
    10,000 تومان
دسته‌بندی موضوعی: ادبیات کلاسیک جهان 
  • نوبت چاپ: سوم
  • نویسنده: گاستون لورو
  • مترجم: مرتضي آجوداني
  • سال چاپ: 139۶
  • تعداد صفحه: 491
+
  • هدیه ویژه

    با هر خرید دریافت کارت تخفیف به ارزش ۵ تا ۱۵٪
  • شرایط ارسال شهرستان

    ارسال به شهرستان‌ها با پست پیشتاز و باربری (شرایط و ظوابط)
  • شرایط ارسال تهران

    ارسال رایگان در سرتاسر تهران برای خرید‌های بالای ۵۰۰۰۰ تومان امکان پرداخت وجه در محل به‌صورت نقدی یا بوسیله کارتهای عضو شتاب
banner

گاستون لورو نویسندهای نبود که در تاریخ ادبیات نامش ماندگار شود.

راستش در ابتدا اصلاً نویسنده نبود؛

فارغ التحصیل حقوقی بود که کل ارثیهاش را با ولخرجی ولنگارانه هدر داده

و ورشکسته شده بود و بعد هم خبرنگار قضایی ومنتقد تئاتر در یک روزنامهی فرانسوی شد.

و اتفاقاً جرقههای نویسندگیاش و از آن مهمتر نشانههای خلق «شبح اُپرا» هم از همینجا شروع شد.

ساختمان اُپرای پاریس جایی بود که او مورد تحقیق قرار داد.

ساختمانی که یکی از مرموزترین مکانهای قرن خودش بود.

حوادث و اتفاقات به قدری عجیب و تقریباً زیاد بودند که مردم یا مجبور شدند آن را به تخیل هنرپیشگان نسبت دهند

و یا به عقیدهی خرافی مدیران اُپرا و سایر عوامل و کارکنان ساختمان.

اما عدهی بسیاری هم پذیرفته بودند که در این ساختمان یک شبح زندگی میکند.

موجودی که همهی ماجراهای خوفناک زیر سر او است.

گاستون لورور طبق ذات و ماهیت شغلیاش شروع به تحقیق میکند آن هم در سردابهها

و قسمتهای مخفی ساختمان. چهگونگی تحقیقات مفصل او را میتوانید در مقدمهی کتاب بخوانید.

اما در مورد خود رمان باید گفت از نویسندهی راز اتاق زرد هیچ بعید نبود که بعد از گذراندن آن همه وقت

در ساختمان مرموز مشکوک اُپرای فرانسه دست به نگارش اثری این چنینی بزند.

در عین حال با آنکه راز اتاق زرد را همطراز داستانهای کانون دویل در انگلیس و ادگار آلنپو در امریکا میدانند

اما میشود گفت از چنان قدرت و استحکامی برخوردار نبود.

به عبارت ساده بسیاری از منتقدان معتقدند شبحاُپرا بود که توانست نام نویسندهاش را در تاریخ ادبیات نگاه دارد.

شبحاُپرا در ژانر گوتیک، داستان عشق و وحشت است.

اریک این نابغهی موسیقی که در سردابهای ساختمان زندگی میکند عاشق یکی از خوانندگان اُپرا شده.

این زن یعنی کریستین همان اندازه که منبع عشق اریک است باعث و بانی وحشتی است که اریک به خاطر او در دل جمعیت ایجاد میکند.

اریک جز موفقیت کریستین چیزی نمیخواهد. او نامههایی به مدیران ساختمان میفرستد به گونهای که بتواند کنترل همهچیز را به دست بگیرد

و از طریق آن کاری کند تا محبوبش بر صحنه بدرخشد.

این فرمانها که از زیر زمین به مدیران داده میشود پیوسته بر وحشت آنها میافزاید.

در حقیقت شخصیت اریک همانند یکی از آن اسطورههای همتای خودش است که زیر زمین زندگی میکردند

اما عاشق دختری زیبا بر روی زمین بودند. و حتی دست به ربودن دختر و بردن او به جهان زیرین میزدند.

بنابراین با وجود همهی اینها طبیعی است که وقتی نقش اصلی اجرای فاوست را به  بانو کارلوتا میدهند

غضب این خدای زیرزمینی غیر قابل کنترل باشد.

اتفاقی که شب اُپرا برای خواننده میافتد و ماجرای سقوط لوستر از سالن نمایش چیزی شبیه جهنم میسازد.

بالأخره خدای خشمگین و در عین حال عاشق زیرزمینی محبوب را میدزدد

و به سردابها میبرد. دقت نویسنده در توصیف فضا و شرایط به خوبی گواه تحقیقات عمیق گاستون لورو است.

اریک میخواهد تا ابد این موجود زیبا را برای خود نگه دارد برای همین در کمال صداقت ماسک همیشگی صورت خود را برمیدارد

و آنچه کریستین در زیر ماسک میبیند به راستی یک هیولا است.

تصویری که لورو از او به ما نشان میدهد یک مرد بدون لب و بینی و در کل مانند یک جمجمهی خشک شده است.

اینجا کریستین هم از او وحشت میکند و تاب دیدن چهرهی این مرد را ندارد.

داستان شبح اُپرا بارها و بارها عشق و وحشت از چهرهی عشق را به صورت نمادین به ما متذکر میشود.

انگار که بخواهد بگوید عشق در متعالیترین شکل و در حد جنون آمیزش، چهرهی وحشتناکی دارد و روی مرز جنون قدم میزند؛

آنقدر که برای عاشق و معشوق به یک میزان خطرناک است و زمینهساز حوادث ناگوار.

وقتی کریستین از اریک خواهش میکند که او را آزاد بگذارد شبح قبول میکند

اما حلقه‌‌ای هم به نشان وفاداریشان به کریستین هدیه میدهد.

از این رو شبح اُپرا تا حد زیادی ما را یاد داستان دیو و دلبر میاندازد.

موجود زشتی که برای داشتن عشق محبوب او را زندانی کرده.

در هر حال کریستین آزاد میشود اما محبوب اریک به اندازهی خود او وفادار نیست

و به عاشق دیگرش یعنی رائول ماجرای اریک را میگوید آن هم در حالی که اریک چون خدایی که همه جا حضور دارد

با شنیدن مکالمهی آنها تا حد مرگ حسادت میکند و دوباره کریستین را از صحنهی اجرا میدزدد

و این بار او را وادار به ازدواج میکند آن هم با تهدید نابود کردن ساختمان اُپرا.

ضمن اینکه رائول و یک مرد ایرانی را به دلیلی دزدیده.

او زندانبان بیرحمی است بنابراین بهترین کار این است که کریستین شرایط او را بپذیرد.

اتفاقی که در این قسمت میافتد و باعث تحول اریک میشود یک پرش دوباره در رمان برای رسیدن به قسمت پایانی است.

وقتی ما در انتهای رمان میخوانیم که روزنامه چه چیزی دربارهی اریک نوشته بار دیگر متوجه مضمون مورد تأکید نویسنده میشویم؛

عشق فراوان و شیدایی جنونآمیز، ویرانگر، وحشتناک و کشنده است.

علاقهمندان به این کتاب میتوانند «شب لیسبون» را که توسط انتشارات علمی فرهنگی به چاپ رسیده تهیه کنند.

مشخصات عمومی
نوبت چاپ سوم
نویسنده گاستون لورو
مترجم مرتضي آجوداني
سال چاپ 139۶
تعداد صفحه 491
مشخصات فیزیکی
نوع جلد شميز
شناسنامه کتاب
شابک 978-600-121-528-5

نظر بدهید

- پر کردن گزینه هایی که دارای نشانه * می باشند، ضروریست.

- نظراتی که به صورت فینگلیش ارسال شوند در سیستم ثبت نخواهند شد.

- نظراتی که همراه با توهین و افترا به اشخاص و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشند، غیرقابل نمایش و درصورت لزوم قابل پیگیری می باشند.

لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا نظر بدهید