لبۀ تیغ

لبۀ تیغ

  • قیمت اصلی
    16,000 تومان
دسته‌بندی موضوعی: ادبیات کلاسیک جهان 
  • نویسنده: ويليام سامرست موام
  • مترجم: مهرداد نبيلي
  • سال چاپ: 1۳۹۶
  • تعداد صفحه: 625
+
  • هدیه ویژه

    با هر خرید دریافت کارت تخفیف به ارزش ۵ تا ۱۵٪
  • شرایط ارسال شهرستان

    ارسال به شهرستان‌ها با پست پیشتاز و باربری (شرایط و ظوابط)
  • شرایط ارسال تهران

    ارسال رایگان در سرتاسر تهران برای خرید‌های بالای ۵۰۰۰۰ تومان امکان پرداخت وجه در محل به‌صورت نقدی یا بوسیله کارتهای عضو شتاب
banner

سامرست موآم به عنوان راوی و البته یک شخصیت در کتابش حضور دارد.

اثری که خود آن را رمان مینامد و در همان جملات ابتدای داستان عنوان میکند که نام دیگری برایش سراغ ندارد.

اما لبهی تیغ داستان زندگی خود موآم نیست. نویسنده در این کتاب یک شاهد است اما در اکثر موارد ناظر مستقیم وقایع نیست.

به خصوص در مورد شخصیت اصلی کتاب یعنی لاری که بیشتر در مسیر گفتوگو با او و از دید او حوادث را میبینیم.

موآم نیز مانند بسیاری از نویسندگان عصر خود به زندگی انسانی میپردازد که از دل جنگ و جبههها بیرون آمده.

چه اتفاقی برای چنین آدمی میافتد و از طرف دیگر چه اتفاقی برای جامعهی او افتاده که جنگ را گذراندهاند بیآنکه در جبههها باشند.

و در رویارویی فرد و جامعهی پس از جنگ چه رخ میدهد؟

لاری از زیر باران آتش و گلوله پا به دنیای زندهها گذاشته. کفیل او پیشنهاد رفتن به دانشگاه میدهد اما لاری آماده نیست.

او دو بار در جنگ زخمی شده. زخمهای سطحی که چند ماه استراحت برای بهبودشان کافی است.

اما رنجی که این جوان میکشد از هزاران زخمی است که شاهد آنها بوده.

جواب آنچه او میخواهد بداند در دانشگاه نیست. برای اینکه سؤالات او سؤالات عادی نیستند.

او از اصالت جهان و ماهیت خودش و جایگاه خدا میپرسد. و تا جواب اینها را پیدا نکند نمیتواند حتی شغلی را بپذیرد.

نکتهای که موآم بسیار نامحسوس و دور از یک نمایش کاذب عاطفی روی آن دست میگذراد چهگونه حساسشدن یک فرد بعد از بارها رویارویی با مرگ است.

لاری جامعه و طبقهی خودش را پس میزند چون جواب پرسشهایش را یا نمیدانند یا اصولاً پرسیدن آنها را عجیب و غیرمعمولی قلمداد میکنند.

او با آدمها بحث نمیکند. هرچه خودش بخواهد میکند و اگر کسی عصبانی شود بعد از عذرخواهی، آن آدم را تنها میگذارد.

نامزد او ایزابل هم از شخصیت لاری سردرنمیآورد.

راوی-نویسنده متوجه میشود که جوان برعکس آنچه به نظر میرسد دنبال فرار از درس و کار و مسئولیت زندگی نیست.

لاری ساعتها در کتابخانه به مطالعه میپردازد. گاهی هم ول میگردد.

گاهی حتی پای صحبت راوی در مورد سفرهایش مینشیند و گویی در آنها دنبال چیزی نامعلوم میگردد.

موآم از طریق لاری تأکید میکند که فرد در مواجهه با جنگ و مرگ دنبال جواب سؤالاتی است

که پیدا کردن جواب برای آنها او را به درک آنچه دیده و در یافتن علت و چرایی رفتار آدمها کمک میکند.

اما روی گرداندن از دنیا و پشت پا زدن به گذشته هم حدی دارد.

ایزابل وقتی حرف از جدایی میزند به گمان خودش تنها تهدیدی است که به واسطهی آن میتواند نامزد از دسترفتهاش را از جهان تفکرات عجیب پس بگیرد

و از آسمان خیال او را به روی زمین بیاورد؛ اما اینطور نیستچون از دید لاری این جدایی هم پذیرفته است.

همه با آنکه این جدایی را به نفع ایزابل میدانند اما میفهمند که برخورد لاری ضربهی محکم و بیرحمانهای است. غافل از اینکه سرنوشت چه در مُشت دارد.

لاری اما در دنیای دیگری است. کارگر معدن میشود. به شغلی دست میزند که برای اعتبار او مثل دهانکجی است.

اما این کافی نیست. برای آدمهای ناراضی و تشنه هیچگاه اینها کافی نیستند.

او برای یافتن آنچه میجوید مانند جستوجو کننگان گنج راهی سفر میشود.

موآم حل شدن لاری در دل جهان را با انصاف و بدون قضاوت ارائه میدهد.

لحظاتی چنان دور میایستد که ما خود را با لاری روبرو میبینیم.

اینجا است که متوجه میشویم انتخاب زاویهی دید برای روایت رمان چه انتخاب بهجا و هوشمندانهای بوده.

به ظاهر زندگی ایزابل و لاری جدا میشود. ایزابل ازدواج میکند.

او از آن دسته زنانی است که آسایش را در یک زندگی مرفه و البته کنار یک مرد میبیند.

اما لاری از کشوری به آغوش کشور دیگر پناه میبرد. هر کجا سعی میکند راز آن سرزمین را کشف کند

و شاید از آن طریق به آرامش برسد. سفر لاری به آلمان و اسپانیا و هند میرسد.

سیری که او طی میکند مانند جوری سلوک است. موآم با ظرافت به این مسئله اشاره میکند

که بسیاری از جوانان بعد از جنگ به دامن عرفان چنگ زدند و در عوالم فراطبیعی چیزی را میجستند که در عالم واقع نمییافتند.

قسمتهای توصیف لاری از هند تا حد زیادی به این بحث برمیگردد.

اما تفاوت کاراکتر موآم در این است که آن عوالم نیز او را ارضاء نمیکنند.

لاری دوباره به پاریس برمیگردد و اتفاقاً این بار تصمیم به ازدواج با زنی به نام صوفی میگیرد.

بیآنکه بداند ایزابل و او هنوز با هم خردهحسابهایی دارند. اتفاقی که ایزابل باعث آن میشود ضربهای بزرگ به لاری میزند.

و او را به پلهای دیگر از انزوا -البته به نوعی دیگر- هل میدهد.

علاقهمندان به این کتاب میتوانند «در غرب خبری نیست»، «وداع با اسلحه» و «مرحوم ماتیا پاسکال» را که توسط انتشارات علمی فرهنگی به چاپ رسیده مطالعه کنند

مشخصات عمومی
نویسنده ويليام سامرست موام
مترجم مهرداد نبيلي
سال چاپ 1۳۹۶
تعداد صفحه 625
مشخصات فیزیکی
نوع جلد شميز
شناسنامه کتاب
شابک 978-600-121-623-7

نظر بدهید

- پر کردن گزینه هایی که دارای نشانه * می باشند، ضروریست.

- نظراتی که به صورت فینگلیش ارسال شوند در سیستم ثبت نخواهند شد.

- نظراتی که همراه با توهین و افترا به اشخاص و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشند، غیرقابل نمایش و درصورت لزوم قابل پیگیری می باشند.

لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا نظر بدهید